مانگاکا (خالق مانگا) تونی والنته در این مقاله، ۱۳ نکتهی حرفهای را دربارهی ساختن یک مانگای موفق و داستان محور با ما در میان میگذارد؛ نکتههایی که شاید برخلاف تصور رایج باشند.
شاید عجیب به نظر برسد، اما من آنقدرها هم عاشق نقاشی یا حتی رنگآمیزی نیستم. به اندازهای دوستش دارم که هر روز انجامش بدهم، اما فقط وقتی که از آن بهعنوان ابزاری برای داستانگویی تصویرسازی استفاده کنم. در بزرگسالی فهمیدم علاقهای که به نقاشی در من شکل گرفته، فقط برای این بوده که بتوانم به شخصیتها جان بدهم. و این تفاوت خیلی بزرگی دارد با اینکه خودِ نقاشی را صرفاً بهخاطر نقاشی دوست داشته باشی!
من همیشه با فکر داستانگویی نقاشی میکنم، نه صرفاً برای زیبایی بصری؛ مخصوصاً وقتی پای مانگا و روایت تصویری وسط است. از نظر پایهای، در چیزهایی مثل آناتومی، پرسپکتیو، حجم، تئوری رنگ و ترکیببندی نسبتاً ضعیف هستم. اما در عوض، طی بیش از ۲۰ سال فعالیت در این صنعت و کشیدن حدود ۴۰۰۰ صفحه کمیک و مانگا، کلی چیز یاد گرفتهام.

برای همین، هر وقت لازم است چیزی را برای داستانهایم به تصویر بکشم، میتوانم روی یک مسئله تمرکز کنم و بهخاطر روایت، شخصیت، صحنه و فضاسازی، در همهی راهحلهای ممکن کندوکاو کنم.
میخواهم همهچیز درست دربیاید تا داستان روان جلو برود. اگر شما هم مثل من خیلی درگیر جنبههای فنی نقاشی نیستید، شاید این نکتهها بتوانند در مسیرتان به شما کمک کنند و چیزهایی برای فکر کردن بهتان بدهند. اگر عاشق تکنیکهای نقاشی هستید، میترسم بگویم که احتمالاً خیلی بیشتر از من بلد باشید! اما شاید بعضی از این فکرها و نگاههایم بتواند چند سؤال تازه در ذهنتان ایجاد کند.

به این فکر کن چه چیزهایی به روایت داستان کمک میکنند
همهچیز میتواند داستان تعریف کند. جهت نور میتواند زمانِ روز را نشان بدهد، حالت چهره میتواند یک حسوحال را منتقل کند، حرکات دست و تماس چشمی میتوانند سرنخی از یک گفتوگو بدهند، و حتی سایهای که روی پیشزمینه افتاده میتواند وجود یک ساختمان خارج از کادر را تداعی کند و به فضا عمق و وسعت بدهد.
ترکیببندی نقش کلیدی دارد برای اینکه نشان بدهد چه چیزی مهم است، اما در واقع هر عنصری میتواند داستانگویی را تقویت کند و به نقاشیهایت جان بدهد.

تصویر کلی را ببین
مخاطبها هنر را بهتر از ما میفهمند — واقعاً! آدمها بهصورت غریزی میدانند چه چیزی واقعی، زنده و باورپذیر به نظر میرسد، در حالی که ما بهعنوان هنرمند معمولاً گیرِ جزئیات میافتیم و خیلی وقتها تصویر کلی را از دست میدهیم.
ممکن است مخاطب همیشه واژهها و اصطلاحات درست را برای توضیح اینکه چه چیزی کار میکند یا نمیکند نداشته باشد، اما در عوض فوقالعاده قوی است در اینکه در همان نگاه اول بفهمد چیزی برایش جذاب است یا دلنشین. پس حواست را روی تصویر کلی بگذار؛ جزئیات فقط وقتی اهمیت دارند که در خدمت کل اثر باشند.

یادت نرود از کارت لذت ببری
سعی کن در تمام مراحل کار، خوش بگذرانی. احتمال زیاد اینطوری جرأت تجربهکردن پیدا میکنی و درگیر مسیرهایی میشوی که اصلاً از اول قصدش را نداشتی.
خیلی وقتها وقتی در تمام مسیر از کارت لذت میبری، نتیجه نهایی چیزی فراتر از جمعِ سادهی اجزایش میشود. تازه، صادقانه بگویم: اگر خودم موقع کار کردن روی اثرم حوصلهام سر برود، چطور میتوانم از بقیه انتظار داشته باشم به آن علاقه نشان بدهند؟ دوباره باید بگویم، مخاطبها خیلی زرنگاند و این چیزها را سریع میفهمند.
از مرجعهای دنیای واقعی استفاده کن
مرجع داشتن خیلی مهم است، مخصوصاً در آثار فانتزی و داستانی. وقتی داریم دنیا میسازیم، به پایههای محکم نیاز داریم تا چیزهایی که تصور میکنیم باورپذیر به نظر برسند. هر شیء، هر تکه مبلمان یا هر عکس مرجع از نورپردازی میتواند کمک کند تا حس طبیعیتری به کارت بدهی.
باید آنقدر تحقیق کرده باشی که مخاطب بیشتر درگیر خودِ صحنه شود، نه درگیر روند — یا نبودِ روند — خلق آن.

چیزی را بکش که دوستش داری
چیزی به اسم مرجع بد وجود ندارد. هر چیزی را میتوانی وارد دایرهی تأثیرپذیریهایت کنی، به شرطی که برای خودت منطقی باشد!
من کار امپرسیونیستها را دوست دارم و خیلی وقتها در کارهای رنگیام سعی میکنم کُدشان را بشکنم. میدانم که هیچوقت دقیقاً به آن نمیرسم، اما همین تلاش کردن باعث میشود چیزهای زیادی بفهمم و سبک هنریام را بهتر تعریف کنم. مونه و مانگای شونن دوتا دنیای کاملاً متفاوتاند، اما این باعث نمیشود از کشف و لذت بردن از دو چیزی که دوست دارم دست بکشم.
قوانین هنر را بشناس، اما بدان کی باید آنها را بشکنی
قوانین هنر مثل تئوری رنگ، پرسپکتیو و آناتومی فقط برای این هستند که به ما کمک کنند ساختار یک ترکیببندی را بفهمیم. البته دانستنِ درست و حسابیِ این قوانین خودش چیز خوبی است. شکستنِ قوانین وقتی آنها را بلد نیستی، در واقع محدودکننده است.
در مقابل، وقتی آگاهانه تصمیم میگیری قوانین را بشکنی، این کار قدرتبخش است. اینطوری درک بهتری از ابزارهایی که در اختیارت داری پیدا میکنی، و همینطور از آنهایی که عمداً انتخاب میکنی نادیده بگیری. این کار به تعریف شدنِ سبک هنریات کمک میکند.

همراه جریان حرکت کن
خواندن صفحهها باید راحت و درگیرکننده باشد. یکی از راههای درگیر کردن مخاطب این است که با مسیر طبیعیای که چشم او صفحه را میخواند همراه شوی.
در مانگا، از بالا سمت راست شروع میکنیم و به پایین سمت چپ میرسیم، بعد سراغ بالای سمت راستِ صفحهی بعدی میرویم و دوباره تا پایین سمت چپ میآییم، قبل از اینکه صفحه را ورق بزنیم. اگر این جریان را رعایت کنی، حرکت و اکشن صحنه طبیعیتر به نظر میرسد و بعضی وقتها حتی حس حرکت واقعی هم پیدا میکند!
روند کارت را نشان بده
حتماً برای کارت برنامهریزی کن. کاری که من دوست دارم وقتی یک تصویر، صحنه یا فضای جدید را در صفحههای مانگا شروع میکنم انجام بدهم، این است که چند تا اسکچ و ایدهی سریعِ مرجعی را در حاشیهی صفحه میکشم.
با این کار، مهمترین عناصر همیشه جلوی چشمم میمانند و بعد سعی میکنم حین کار کردن، خوش بگذرانم و ایدههای تازه پیدا کنم. حس میکنم آماده کردن چند ایدهی پایه، آزادی بیان بیشتری به من میدهد.

از بهترینها الهام بگیر
هدفهای بزرگ داشته باش و سراغ آثاری برو که واقعاً با آنها ارتباط عمیق برقرار میکنی. شکست میخوری، اما در حین تلاش چیزهای زیادی یاد میگیری. مقایسه کردن هنرمان با آثار استادان بزرگ میتواند ناامیدکننده باشد، اما لازم است بفهمیم دقیقاً چه چیزی در کار آنها برایمان جذاب است.
با این کار، در واقع وقتمان را صرف تماشای چیزهای زیبا میکنیم. اگر تمرکزمان فقط روی چیزهایی باشد که ترند شدهاند اما دوستشان نداریم، وقت و انرژیمان را هدر میدهیم و تبدیل میشویم به متخصصِ بررسی هنر بد؛ نه به این دلیل که واقعاً بد است، بلکه چون با آن ارتباطی نداریم. سعی کن متخصصِ چیزی بشوی که دوستش داری. این خیلی رضایتبخشتر است.

شخصیتهای قدرتمند بساز
طراحی شخصیت در مانگا باید اول از همه در سیاهوسفید به چشم بیاید، قبل از اینکه سراغ رنگ بروی. هر شخصیت باید عناصر چهرهی متمایزی داشته باشد، چون ما زمان زیادی را صرف دیدن آنها از فاصلهی نزدیک در صفحهها میکنیم.
در کمیکها بهطور کلی و در مانگا بهطور خاص، تأکید زیادی روی نماهای نزدیک و پرترهها وجود دارد. اینکه بتوانی خیلی سریع تشخیص بدهی چه کسی چه کسی است، برای روان ماندن روایت کاملاً ضروری است. و چون رنگ همیشه در دسترس نیست که کمکمان کند، باید ویژگیهای شخصیتها را با این موضوع در نظر بگیری.
مهارتهایت را وسطِ کار تقویت کن
تمرین کن و آزمایش انجام بده، اما داخل خودِ آثار اصلیات، نه فقط روی کارهای تمرینی. میدانم که یاد گرفتنِ مداوم مهم است، اما شخصاً اصلاً نمیتوانم تمرین رنگ را تحمل کنم.
تمرین کن و آزمایش انجام بده، اما داخل خودِ آثار هنریات، نه فقط روی کارهای تمرینی. میدانم که یاد گرفتن مهم است، اما شخصاً اصلاً نمیتوانم تمرین رنگ یا اسکچهای جداگانهی کناری را تحمل کنم.
بهجایش سعی میکنم حین کشیدن صفحهها و آثار نهایی، بیشتر یاد بگیرم. این کار باعث میشود روند کار همیشه درگیرکننده و چالشبرانگیز باقی بماند.

به الهام اولیهات برگرد
یادت نرود چرا اصلاً تصمیم گرفتی نقاشی یا طراحی کنی. چه آثاری بودند که باعث شدند بخواهی مسیر حرفهای هنر را دنبال کنی؟
مطمئنم میتوانی چند اثر مشخص را به یاد بیاوری که تو را وارد مسیر خلاقیت کردند. سعی کن تا جای ممکن دوباره و دوباره به آن حس برگردی و این انرژی را وارد کارها یا صفحههایت کنی.

انتخابهای داستانیات را پشتیبانی کن
اگر داستانی دربارهی مثلاً سرکوب، خشونت یا عشق تعریف میکنی، از عناصر فنی، ترکیببندی یا هر ابزاری استفاده کن که بتواند با تم داستان هماهنگ باشد و آن را تقویت کند. مجموعهی Fabula Fantasia من دربارهی شخصیتی است که در جستوجوی اشیای جادوییِ تغییردهندهی واقعیت، یک دنیای فانتزی را کشف میکند.
در صحنهی آغازین، از خوانندهها دعوت میکنم تصویر را کشف کنند؛ با قرار دادن بعضی عناصر کلاسیک و واقعیِ منظره در پیشزمینه، و در عین حال دادن نشانههایی از یک دنیای فانتزی از طریق پسزمینهی معلق، و همینطور چند اشارهی رنگی برای تداعی جادو.
این عناصر نقش مرکزی ندارند، بنابراین برای اینکه مخاطب حس دقیقتری از فانتزی و جادو بگیرد، لازم است صفحهی دوتایی را با دقت بررسی کند. این یک دعوت است: خواننده میتواند وارد این دنیا بشود یا نشود، انتخاب همیشه با خود اوست. اما وقتی هر چیزی میتواند داستان تعریف کند، پس از این قابلیت نهایت استفاده را ببر!
منبع : The secret to making a great manga isn’t drawing
اگر به یادگیری بیشتر در زمینهی تصویرسازی و طراحی علاقه دارید، پیشنهاد میکنیم سری به آموزشهای تصویرسازی و طراحی سایت ما بزنید. این دسته شامل آموزشهای حرفهای دیجیتال و سنتی، طراحی شخصیت و روایت تصویری است که به شما کمک میکند مهارتهای خود را در ساخت آثار جذاب و داستانمحور تقویت کنید.